نسل سوخته

درخواست حذف این مطلب

سلام سید جان.


سلام حسین اقا


خوبید؟


این روزا شدم جفت این بچه ها


نحمل کوچکترین ص رو ندارم و منتظر یه تلنگرم بزنم زیر گریه.


بده...


وضع خیلی بده....


بعضی وقتا حس میکنم اهل این دنیا نیستم..


این نسلی نیستم...


حس میکنم دهه شصتی ام...


پاکی و صفای اونا رو ندارم...


ولی قیافشو میگیرم...


چقدر مردم با هم نامهربون شدن...چقدر همه دنبال زنده موندنن...


من خ دارم که در این ست...


من دلم گرمه...


میدونید...


رفقا...


دلم واسه شلمچه و طلائیه و علقمه و  ...


تنگ شده...


اخ...هویزه...


دلم خیلی واسه شلمچه تنگ شده...واسه اردوگاه  ....


من بچه اونجام...زادگاه من اونجاست...زندگی من اونجاست...


اونجد بچه هایی بودن که من ندیده عاشق مرام و معرفتشون شدم...


حالا حقمه  ...من بچه اونجام...


حالا ک نمک خورده م...دیگه دووم نمیارم.... 


سید کمکم کن..


حسین...


خدایا...


مادر...


اقا ....


 

سید

درخواست حذف این مطلب

سلام داداش عزیزم.


خوبی سید؟


خدا رو صد هزار مرتبه شکر که ح خوبه...


سید جانم


تصمیم گرفتم یکی از کارایی که میکنم گذاشتن روزانه و یا هفتگی داستان شما باشه


سید علی حسینی....دلم میخاد از این شهیدی بگم که شما ازش نوشتی...


به حرمت شما این بچه ها....


کمکم کن سید

دلتنگی ....

درخواست حذف این مطلب

سید جان سلام.داری کمکم میکنی سید؟حواست بهم هست؟ دستمو محکم محکم بگیر سید طاها....اونقدر محکم که اگه بخوامم نتونم جدا شم از شما.اونقدر محکم که اگه پرت شدم تو دره گناه دستمو از دسستتون بیرون نیارم.من شاید ول کنم دست تو رو...ولی تو هیچ وقت دستمو ول نکن....


 


سید جان....داداشم....من سعیمو میکنم.ان شاءالله


شما هم به امید خدا کمکم کن.


خیلی اوضاع در هم برهمه....خیلی سید...


اوضاع همه جا...همه چیز....از جهان و کشور و استان و شهر و روستا و جامعه و خانواده ها و ....


ابه سید ابه....


سید جان...ولی هنوز هستن اونایی که دلمون بهشون گرمه...


تو هستی...حسین هست...مرتضی هست...محمد ها....حسین صحرایی ...


همشون هستن...من دلم به شما گرمه...


شما پشتمید....


سید جان...


یه جمله خوندم...


نوشته بود...


امان از لحظه گناهی که  تو  حواست به منه...


دلمو سوزوند...یه جوری شدم....


امان...


امان...


سید همیشه میگم...


اون موقعی که خون شما ریخت روی زمین...


اون اولین قطره...


که شما پاک شدید از تمام گناهان و مظاهر دنیوی...


من سرم گرم کدوم گناه بوده؟


من سرم گرم کدوم بد بختیم بوده...غرق کدوم یک از این گناهای لعنتی بودم....


سید جان


نمیدونم چی قراره پیش ییاد...ولی خودمو و همه رو میسپارم دست خدا...


دعام کن سید طاها...


یا علی

کار خالص

درخواست حذف این مطلب

سلام سید جان خوبی؟میدونم ح خوبه...


امیدوارم یعنی با این اوضاع...


سید جان.اگه یادت باشه برات تعریف که


فرمی که پر برای رضای خدا نبود برای دنیای خودم بود.بعدش پشیمون شدم...ولی کار از کار گذشته بود دیگه...


یهویی شد که انگاری قرار بود حذف شم.اما دوباره...


نمیدونم.شاید انتخابم کنن.شاید نکنن...


ولی سید اگه قراره مفید باشم انتخاب شم.اگه از پس این وظیفه میتونم بر بیام انتخاب شم.اگرنه انتخاب نشم بهتره.


اگه هدفم غیر کار برای خدا باشه انتخاب نشم.


اگه تو دلم چیزی غیر از خدا باشه انتخاب نشم.


و اگر دین گردنم نمیمونه انتخاب شم.


سید جان.


از بعد امتحاناتم انشاءالله باید شروع کنم.


اول همه دو رکعت که کارم برای خدا خالص باشه 


دوم .مطالعه سخنان ی 


سوم پیدا اولویت ها


چهارم روش های خلاقانه 


پنجم اجرای با برنامه ریزی و هدفمند


سید جان...


الان تازه برگشتم خونه.مشغول خوندن بودم ...


الان خیلی خستم...خیلی...خسته و پر استرس


خدا کمک کنه تموم شه این یه ماه


سید جان ماس دعا...


کمکم کن...


یا علی ....


 


سید...


چی میشه تو رو ببینم...نبینمت...حست کنم حداقل...


یه نشونی بده با معرفت بی نشون....


یه نشونی بده... 


 

سید

درخواست حذف این مطلب

سلام سید جان...


زیاد  نمیتونم بنویسم چون چشمام داره میسوزه...


امروز اول خوب اما بعدش....


فردا صبح بیدارم کن و کمکم کن تنبلی نکنم.برسم به کارام انشاءالله


دعام کن سید طاها


چندتا مطلب خوب امروز یاد گرفتم.


مقاله های معتبر علمی رو داشتم میخوندم...


واقعا دیدم حرفاشون دقیقا حرف ه.جالب بود برام.


مومن ناله نمیکنه....یادم میمونه سید جان.


فردا صبح یادت نره....

سید

درخواست حذف این مطلب

سلام سید جان...


زیاد  نمیتونم بنویسم چون چشمام داره میسوزه...


امروز اول خوب اما بعدش....


فردا صبح بیدارم کن و کمکم کن تنبلی نکنم.برسم به کارام انشاءالله


دعام کن سید طاها


چندتا مطلب خوب امروز یاد گرفتم.


مقاله های معتبر علمی رو داشتم میخوندم...


واقعا دیدم حرفاشون دقیقا حرف ه.جالب بود برام.


مومن ناله نمیکنه....یادم میمونه سید جان.


فردا صبح یادت نره....

...

درخواست حذف این مطلب

بسم الله


محمد جواد جان


گرچه نشد بیام..


ولی تولدت بینهایت مبارک...


 

برای حضرت مادر

درخواست حذف این مطلب

سید جان


سلام.


میدونم که ح خوبه خوبه 


خداروشکر...


نمیدونم برات مهمم یا نه...


یعنی میدونم مهمم...ولی قلبم بازی در میاره...


ک بپرسم و بخام بدونم ک مهمم یا نه...


اگه نیم نگاهی بهم کرده باشی...


پس ازم ناراحتی الان.


چون به اولین شرط مهم عمل نمیکنم درست و حس ...


!


سید...


قول قول دیگه نمیارم که....


انگار دارن جونمو میگیرن....


سید جان...


امتحاناتم شروع شد...


کمکم کن...


تا با توکل به خدا شرمنده نباشم...


نه شرمنده شما.نه شرمنده حضرت مادر سلام الله علیها...


و نه شرمنده اقام صاحب ا مان...


سید جان.


.میدونم بدم...میدونم گناه میکنم...میدونم گاهی خیلی کج میرم....دارم کج میرم سید...چراشو نمیدونم...


فرم بسیج پر و نوشتم...ولی نه برای رضای خدا...برای دنیام...


جوری نوشتم ک من انتخاب شم و ...


شرمنده شدم بعدش ولی دریغ که....


کار از کار گذشته بود...


سید جان...این یک ماه خیلی مهمه...


خدا کنه دووم بیارم و به بهترین نحو تموم شه....


خداکنه فقط درس نباشه...


بتونم بسازم یکم خودمو..یکم بهتر شم...


داریم میرسیم به شبای قدر...که یک سال تموم درش رقم میخوره...


خدا رحم کنه ....فقط خدا به این بنده کله شق سر به هوای گنا ارش رحم کنه....


فقط خدا ببخشتم...شرمندم...خیلی کم کاری میکنم...خیلی زیاد..


سید جان...


تابستون قصد دارم تا میشه درس بخونم.


کتاب بخونم.


ببینم.


تحقیق کنم.


خلاصه خودمو بکشم بالا...


تا جایی که توان دارم...


سید دیگه خیلی وقت نیست...


خدا رحم کنه سید...


خدا رحم کنه....


سید جان...دلم پرستاری میخاد....


بهترین کاره برای هدفم..


سید جان...دوست دارم داداش


هوامو داشته باش تو رو خدا عزیز مادر س


ام....


اخلاق...


نگااه

....

درخواست حذف این مطلب

بسم الله


اخ سید عجب وضعیه


لعنت به ایی که دارم اینکارا رو میکنن...


لعنت به ایی که میخان ریشه رو بخش ند


لعنت به دشمنای ...و لعنت به خودی ها...


به اونایی که در ظاهر دوست و از دشمن دشمن ترن ....


لعنت بهشون که رو نابود میکنن  ....


لعنت خدا به همشون


خون دامنگیرشون...


خدایا به خون پاک نابودشون کن


 

به کبودی یاس سوگند...

درخواست حذف این مطلب

سلام...


عجب عصر ایی بود امروز.


از صبح که بیدار شدم فقط دارم میچرخم و غر میزنم.


دریغ از یه کار مفید...


کلافه بودم و نمیدونستم چرا!


واسه همین بدتر اعصابم خورد میشه!


.


.


.


میخواستند میشد


میخوایم نمیشه


چرا؟


چی شد که رسیدن


و چرا نمیرسیم...


چرا اندر خم یه کوچه موندیم...


چرا...


چرا....


.


.


.


میگن از این دنیا..ادماش ...خودت...


خسته که شدی ...


فروا الی الحسین...


فرار کن...


برو...


از گناه فرار کن 


برو سمت حسین ع


برو کربلا...


فرار کن...


نزار درگیرت کنه دنیا...


کم نیار...


برو به اغوش حسین...


برو...


بگو چیکار کنم


که به منم نگاه کنی


این نوکر بد و 


قاطی خوبات سوا کنی


.


.


.


منی که کربلا دیدم


اونقدر برام نگو بهشت


از ابروی این حرم


گرفته ابرو بهشت...


.


.


.


قدم قدم همش


سراسر عشقه و جنون


پاهات تاول زده


فدا سر رقیه جون...


رسیدی کربلا


تموم خستگیت میره


خود اقا میاد...


تورو به میگیره...


خود اقا میاد...


تو رو به میگیره...


رسیدی کربلا...


تموم خستگیت میره...


خود اقا میاد...


تو رو به میگیره....


.


.


.


اخ....


 


 

اقا....اقا...

درخواست حذف این مطلب

سلام اقای من


سلام مهربانی...


سلام گل نرگس....


سلام اقا جان...


میخواهم بنویسم اما نمیتوانم


خج میکشم...


میخواهم بنویسم...اما...


سرم پایین است اقا...


انجا که بودیم...


زبان حالم شده بود...


غلط اقا جان...


تو را به جان مادرت زهرا س ببخش....


از انجا که برگشتیم...


به این شهر لعنتی که برگشتیم...


دوباره شدم همان ادم قبل...


دوباره گیر افتادم در دام شیاطین....


اخ اقا...اخ اقا...اخ اقا....


امروز همه شاد بووند و من در پس لبخندی زار میزدم.....


زار میزنم به حال دلم...


زار میزنم به این وضعم...


اقا...


اقا جانم...


امدی چه بگویم؟


چه مگر اقا جز...


اقا....یا مهدی...یا الرحمه....


اقای من...


چه کنم که غرق در معصیتم...غرق دنیایم...


اقا جان ...


چه کنم که مهدی فراموشم شده....


اقا جان چه کنم جانا....


مهدینا....صاحبنا  ....این مهدی...


اقا کجای این دنیایی ....


اقا....چه کنم به بی خبرم اقا...


بی لیاقتم اقا...


غرق گنه ام اقا.....


اقا جان...


مهدی جان...


میلادت هست و همه خوشحال...


منم خوشحالم اقا...


اما....


بی دست و پا ترین منتظرت من هستم...


بخورد توی سرم ناله یابن الحسنم....


اقا...


من بدم...


شما به داد رس...


اقا جانم...


نگذار شرمنده مادرتان باشم...


اقا نگذار سرم پایین باشد....


روز قیامت طاقت ناراحتی مادرت را ندارم...


اقای من...دست گیر...اقا جان....


اقا...به حق نوای دلنشین اذان دست گیر....


اقا جان....میلادت هست و من دلش ته...


اقا جنس ش ته هم می ی...



اقا...


اقا....

....

درخواست حذف این مطلب

بسم الله


سلام حسین جان


شب میلاد اقا خاستم بنویسم نشد..


پس امروز مینویسم...یه روز قبل چهلمت 


و 365 مین روز اشنایی من با تو!


یک سال گذشت....


دلتو ش تم ....زیاااد


تو بخشیدیم..


خیلی کمکم کردی...


خیلی هوامو داشتی...


این 365 روز خدا رو صد هزار مرتبه شکر


بدتر نشدم...


خدارو شکر بخشیده شدم...


خداروشکر فرصتی بهم داده شد..


و حسین من همشو از برکت وجود شماها میدونم ....


حسین جان...جات خیلی خالی بود توی هیئت امشب..


ولی توی قلب همه مایی رفیق....


حسین جان هوامو داشته باش مهربون رفیق...


خیلی وقت ندارم....


کمکم کن....


 

به کبودی یاس سوگند...

درخواست حذف این مطلب

به نام و یاد او...


سلام سید طاها


خوبی که؟


سید راهم طولانی و سخته...


باید به هون چیزهایی که میخام برسم.


باید اول بنویسمشون...


اولین قدم صبوری و اول وقته.


از لحاظ شخصیتی هم  روی نحوه صحبتم و حرفام و کنترل خشم که با صبر رابطه مستقیم داره.


سید...کمکم کن این ماه رو بتونم مثل خودت روزه بگیرم و از ثوابش محروم نباشم...


برای رضای خدا و به نیت تو....


واسه اون کمکی که بهم کردی...


باید مطالعه ام رو هدف دار کنم.


خوندن این کتب کافی نیست سید...


هم درسی هم غیر درسی...


بچه شیعه باید همه جوره سر باشه...


سید ..


دعام کن...


هر وقت کم میارم یاد اون حرفات میوفتم..


نیرو میگیرم...


کمکم کن رفیق...


خدایا به امید تو و برای رضایت اقام


 


راستی سید


ندیده عاشقتم داداش...


 


 


 

سید

درخواست حذف این مطلب

بسم الله


سلام سید جان..


میدونم که الان ح عالیه...


راستشو بخوای میدونم الان که باید چیکار کنم .


نمیخام دیگه دنبال حرفی ازت باشم.


به نظرم زمان بهترین راهه فعلا...هر وقت لازم بود میفهمم اونچه رو که باید.


فعلا میخام تمرکز کنم روی اون سه تا اصل مهم...


و البته تلاش سخت...


چون کلی کار دارم...


کلی امتحان...که نتایجش برام خیلی مهمه...


هوامو داشته باش سید 


نمیدونم حفایی یا نه...


ولی میدونم خواسته خودت بوده...


تو خودت خواستی و رسیدی...


خوشا به ح داداش